تبليغاتX
انار

 

 

 بگذار تا شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید" 

هرجند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد

اما

*"کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن

*

خداانگار می دونست که دلم چه قدر پاییز می خواد هرچند بابام به خاطر این بارون کلی ضرر کرد ولی خدایا ممنونم به خاطر پاییزی که به من دادی

 

حالا من عریان تر از همیشه زیر باران ....(یه صحنه ی تماشایی)صدای باران بلندتر از همیشه جوری "...که   اشکهامو کسی نبینه صدای قنبری هم آرام تر "در این شب بی ماه و گل

خدایا برهنه تر از این؟

برهنه تر از من؟

...خدایا خواهش می کنم عشق منو پس بده.... به این سرما عادت نداره به برهنگی من عادت نداره

پسش بده ...لطفا

*

*"باران می خوابد و "من بغض می کنم و می دانم که زمین خواهد لرزید

 

 

اما غزل"*ی که این بار قطعه شده"

 

باران نبار واژه مرا خیس می کند

این شعر بی اجازه مرا خیس می کند

این چادر سپید سر عقد بعد از این

تکبیر هر نماز مرا خیس می کند

جادوی یک بخاری گرم وکمی سکوت

جادوی چای تازه مرا خیس می کند

جا پای چشم های تو در جای جای من

چشمان بی اجازه مرا خیس می کند

تو راز کوچکی منی،محبوس زیر خاک

این اشک مهر راز مرا خیس میکند

 

 

۱:دکتر شریعتی

۲:شهیار قنبری

۳:محمد ارثی زاده

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 1:8 توسط حاتمه |