به نام خدا
سلام
بعد از تقریبا یک سال برگشتم باشعری که فکر کنم مهر۸۸ گفتم .
همین !
وقتي قفس براي تو تقدير مي شود
از ديو وغول وصاعقه تقدير می شود
آرام پيش پاي خودت رانگاه كن
اينجا نگاه ها همه تعبير مي شود
از رنگ برگ سرو خداي زمين نپرس
تفسير آيه ها قل وزنجير مي شود
اين راز بودن است نبين صبر ييشه كن
با اينكه زندگي ز تو دلگير ميشود
آرام توي هستي مان مرگ مي دود
اين بغض ها هميشه گلوگير مي شود
*
از خون شيرهاي تو صدگرگ جان گرفت
وقتي خدا به نيزه زمين گير مي شود
حاتمه
۳۰/تیر/۸۸